a sultan sahakهرگاه که دستەواژەی آزادی مذهب را میشنویم، میخوانیم و یا به مغزمان خطور میکند، ناخودآگاه به این فکر فرو میرویم کە اصطلاح آزادی مذهب چیست و از کجا سرچشمە گرفتە است؟ وضعیت آزادی مذهب در کشورهای مختلف جهان چیست ؟ جمهوری اسلامی اسلامی ایران و در کل دید اسلام به آزادی مذهب چیست؟


در نوشتاری کوتاه بر آنم کە جواب سوالهای مذکور را در چند سطوری به نگارش درآوردە و هرآنچه را در فکر من راجب سوالهای مذبور میگذرد را بنویسم.

آزادی مذهب یا آزادی فکر یکی از مبناهای اساسی حقوق بشر است؛ مبنایی اساسی کە بنیاد حقوق بشر بر آن نهادە شدە است.
آزادی مذهب را میتوان به عنوان آزادی فکر و عقیدە تعبیر نمود و این نیز بنیاد اساسی بودن حقوق بشر را تائید و مستند میکند.
با توجه به منتشرەهای سازمانهای جهانی حقوق بشر برایمان مشخص میشود کە آزادی دین یکی از حقوق بنیادی، ضروری و ذاتی هر فرد است و هموارە بر این مهم به عنوان بنیاد حقوق بشر و خاستگاه کرامت انسان تاکید شدە است.
در اعلامیەی جهانی حقوق بشر، معاهدەی بین المللی حقوق سیاسی و مدنی و سایر اعلامیەها، معاهدەها و کنوانسیونهای بین المللی حقوق بشری بر موارد مذکور تاکید شدە و هموارە از آزادی فکر به عنوان لازمەی زندگی باکرامت یاد شدە است.

بیست و پنجم نوامبر سال 1981 میلادی بود کە قطعنامەی 36/55 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تحت عنوان اعلامیەی حذف تمامی اشکال تعصب و تبعیض بر مبنای دین یا عقیدە تصویب گردید، قطعنامەای لازم و صد البته بسیار حیاتی برای بنیان حقوق بشر در جهان.

این اعلامیە با توجه به اینکه آزادی مذهب، عقیدە و فکر یکی از اصول بنیادی منشور سازمان ملل متحد بود و اکثر اعضای سازمان ملل متحد بر حقوق بشر، عدالت و برابری تاکید داشتند و همچنین با تاکید بر اینکه سلب آزادی فکر و عقیدە جنگهای زیادی به بار خواهد آورد؛ با هدف حمایت و تشویق برای احترام همگانی برای حقوق بشر و آزادی فکر و عقیدە به تصویب رسید.

وضعیت نابسامان آزادی فکر و عقیدە سازمان ملل را بر آن داشت که اعلامیەی جهانی را برای درخواست و تلاش برای حذف تمامی تعصبها و تبعیضهای مذهبی تصویب و گامی عملی در این راستا بردارد.

اما آنچه در این میان جالب مینماید، مقایسەی وضعیت کنونی ایران تحت سلطەی رژیم اسلامی با بندها و مواد اعلامیەی مذکور میباشد، اعلامیەای چند مادەای که بسان اعلامیەی جهانی حقوق بشر تمامی مواردش ازسوی رژیم ایران نقض میشود.

ماده اول اعلامیەی جهانی آزادی مذهب و حذف تمامی اشکال تعصب و تبعیض مبنی بر مذهب، فکر و عقیدە شامل مواردی همچون آزادی اندیشە، حق انتخاب فکر، عقیدە و مذهب، عدم اجبار در انتخاب دین یا هر فکر و عقیدەای و همچنین آزادی و اطمینان از عدم تاثیر منفی در صورت ابراز دین میباشد.
اگر رسانەهای حقوق بشری و رسانەهای مستقل را دنبال کردە باشید یا اگر در ایران زندگی کنید به وضوح خواهید دید که حق آزادی اندیشە، وجدان و دین در ایران نقض شدە است و همچنین کودک از بدو تولد در شناسنامەای که بهش خواهند داد دین وی اسلام نوشتە میشود و در مدارس نیز به صورت اجباری باید آموزەهای اسلامی را فرابگیرد و همچنین ابراز دین و عقیدە جز اسلام در ایران ممنوع است و در بسیاری از موارد با پشتیبانی قانون، به قیمت جان ابرازکندە تمام میشود.

مادەی دوم اطلاعیەی مذبور بر عدم وجود تبعیض بر مبنای دین میباشد. ایران اسلامی به صورت رسمی این مادە را در قانون اساسی خود نقض کردە و روزانه شاهد این نیز هستیم.
در ایران تحت سلطەی رژیم اسلامی، شیعەی 12 امامی که یکی از زیرشاخەهای مذهب تشیع دین اسلام است، به عنوان مذهب رسمی معرفی شدە و تمامی پیروان دیگر ادیان همچون زردشت، یاری، مسیحی، یهودی و حتی دیگر مذاهب زیرمجموعەی اسلام همچون مذهب تسنن تحت سرکوب، تبعیض و محرومیت واقع شدەاند و این نیز نقض اعلامیەی سازمان ملل متحد در رابطه با آزادی اندیشە و عقیدە میباشد.

در مادەی سوم اعلامیەی مورد بحث، اشارە به این شدە است که تبعیض بین انسانها بر مبنای دین و عقیدە بی حرمتی به حیثیت انسانی و انکار اصول منشور ملل متحد است؛ در این مادە بر روابط دوستانە ملل با ادیان و مذاهب مختلف تاکید شدە است.
رژیم اسلامی ایران نەتنها با پشتیبانی قانون و از طریق نیروهای سرکوبگر خود پیروان دیگر ادیان و مذاهب را سرکوب میکند بلکه هموارە از طریق رسانەهای خود و همچنین عوامل خود در تلاش است که حتی در میان مردم عادی و شهروندان مدنی با فکریت و مذهب متفاوت تفرقه ایجاد کند و در این راه نیز موفق بودە و باعث ایجاد نفرت میان بخشی از مذاهب گوناگون شدە است.

و اما در اینجا مادەی 6 اعلامیەی جهانی حذف هرگونه تعصب و تبعیض بر مبنای مذهب، عقیدە و یا دین را که یکی از مهمترین مواد این اعلامیە میباشد و شامل 9 بخش است را توضیحی مختصر مینویسم:

مادەی شش، آنچە در اعلامیەی مذبور آمدە است :

ایجاد و نگهداری اماکنی برای عبادت و اجتماع پیروان مذاهب
*
ایجاد و نگهداری موسسات خیریە و انساندوستانە
*
همکاری برای انجام و برگزاری مراسمات و تشریفات دینی
*
نوشتن و پخش نشریات در این ارتباط
*
تعلیم تمامی مذاهب
*
مساعدت مالی برای تمامی موارد مذبور
*
حق تعلیم و انتصاب و انتخاب جانشینهای رهبران دینی
*
رعایت ایام استراحت و بزرگداشتهای تمامی مذاهب و ادیان
*
برقراری و حفظ ارتباط با افراد جوامع دیگر در مسائل دینی در سطوح گستردە

اگر به موارد مذکور نظر بیافکنیم مبرهن و واضح است که اعلامیەی مذبور خواهان چیست و ما نیز در این مورد بر آنیم کە حکومت اسلامی ایران دقیقا رفتار خویش را بر مبنای مخالفت با این موارد استوار کردە است.

در ایران اسلامی نەتنها موارد مذبور رعایت نمیشوند بلکە با انجام آنها از سوی مردم مخالفت شدید شدە و سالانه صدها نفر بە دلیل تغیر دین و مذهب و روی آوردن به ادیان دیگر بەجز اسلام همچون مسیحیت بازداشت، سرکوب، زندانی و حتی اعدام میشوند.

در قانون جمهوری اسلامی به صورت رسمی تمامی موارد حقوق بشر که یکی از آنها آزادی فکر و عقیدە است نقض میشود و این نیز ایران را به یک دیکتاتوری داخلی با تمام معنا مبدل ساختە است.

رژیم اسلامی ایران در داخل ایران اقدام به سرکوب، بازداشت، زندانی، اعدام و کشتار مردم میکند و همچنین در خارج مرزهای خویش نیز اقدام به ترور مخالفین خود میکند و این نیز باعث شدە است که رژیم اسلامی ایران هموارە از سوی جوامع بین الملل به پشتیبانی از تروریزم بین المللی، نقض حقوق بشر و تداخل در امور دیگر کشورها محکوم گردد، محکومیتی کە ایران را روز به روز در انزوا قرار میدهد و این نیز با گذشت زمان ایران را به بنبست خواهد کشاند.

در پایان تاکید میکنم کە جمهوری اسلامی ایران تنها نام جمهوریت را یدک میكشد و رژیمی دیکتاتور، فاشیست و سرکوبگر است و با توجه به ایدئولوژیهایی کە دارد، بزرگترین حامی تروریسم جهانی است و این را نیز با اعمالش ثابت کردە است.

اما یک سوال در پایان باقی میماند و آن نیز این است که جامعەی بین الملل، کشورهای ابرقدرت جهانی و سازمان ملل متحد تا چە وقت تنها روی کاغذ از وضعیت حقوق بشر در ایران و پشتیبانی این رژیم از تروریسم ابراز نگرانی میکنند ؟ این ابراز نگرانی و محکومیت روی کاغذ هیچ تاثیر مثبتی خواهد داشت!؟

نگارنده: ادریس یاسمیidris yasami