aslahe u kudakاستفاده از خشونت و یا تهدید به استفاده از خشونت علیه مخالفین و سرکوب عقاید مخالف،که با هدفهای سیاسی و ایدئولوژیک انجام میگیرد،هم اکنون در جهان از آن به عنوان تروریسم یاد میشود.

با توجه به تعریف بالا هیچ کس و یا دولتی حق خشونت علیه مخالفین خویش را ندارد،و نمیتواند در برخورد با فعالین سیاسی،مدنی، روزنامه نگاران و.... با ابزار خشونت استفاده کند در غیر اینصورت آن شخص یا حکومت در لیست ترور قرار میگیرد،در این نوشته بر آنم که نگاهی به تروریسم رژیم اسلامی ایران در داخل و خارج از مرزهای خویش بپردازم.

تروریسم رژیم ایران در داخل

تروریسم رژیم ایران از 22 بهمن سال 1357 شمسی همزمان با بازگشت خمینی به ایران آغاز شد، چراکه مبنا و اساس حکومت اسلامی،ایدئولوژی اسلامی بود و این نیز خوذ در زمینه ی تروریسم و سرکوب تمامی مخالفین حکومت را فراهم کرده و این موج سرکوب تا کنون نیز ادامه دارد.

ملت کرد در کردستان ایران پس از بایکوت رفراندوم جمهوری اسلامی در تاریخ 12 فروردین سال 1358 شمسی،به شیوه ای مستقیم و بی رحمانه و دور از انسانیت مورد خشونت جمهوری اسلامی واقع شد و این نیز آغازی بر تروریسم حکومت تازه به دوران رسیده ی خمینی بود،تروریسمی که تا کنون نیز ادامه دارد.

حکم جهاد خمینی علیه کردها که در تاریخ 28 مرداد سال 1358 شمسی صادر شد و با اعزام صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع تام الاختیار اوج تروریسم رژیم خمینی در کردستان آغاز شد.

خمینی با علم بر اینکه جهاد به معنی جنگ و خونریزی با هدف براندازی شرک و کفر و مبارزه با تبهکاران و گمراهان میباشد،ملت کرد را کافر وصف کرده و نیروهای بیشماری را برای اجرای حکم جهاد به کردستان گسیل کرد و بدین ترتیب جنگی خونین و تمام عیار کردستان را فرا گرفت،و تا کنون نیز ادامه دارد.

اعدام های گسترده ی دهه ی 60 و قتل های زنجیره ای از دیگر نمونه های سرکوب توسط رژیم دیکتاتور اسلامی است.

رژیم ایران در دهه ی 60 اقدام به کشتار مخالفان سیاسی دز زندان ها نمود که حتی سازمان ملل از آن با عنوان "کشتار مخالفین 67" یاد کرده است.

قتل های زنجیره ای

در دهه ی 70 خورشیدی، ترور و قتل برخی شخصیت های سیاسی و اجتماعی در داخل و خارج کشور که مخالف جمهوری اسلامی بودند که با حکم فتوا توسط آخوندهای رژیم و توسط وزارت اطلاعات که در زمان وزارت علی فلاحیان صورت گرفت، ترور و سرکوب و شکنجه ی مخالفان جمهوری اسلامی تا کنون ادامه دارد و در نوشتار ما نمیگنجد.

تروریسم دولتی رژیم ایران در خارج از مرزهای ایران

تروریسم رژیم ایران تنها در داخل مرزهای خویش معطوف نبوده و در خارج از مرزهای تحت سلطه ی خویش نیز اقدام به ترور و کشتار مخالفان خود کرده است.

در این زمینه یعنی تروریسم دولتی، رژیم ایران در 38 سال اخیر به دلیل وسعت ترورهایی که انجام داده همواره از سوی جوامع بین الملل و نهادهای حقوق بشری مورد انتقاد و حتی تحریم واقع شده است.

طی سالهای اخیر رژیم اسلامی ایران همواره در صدر کشورهای حامی تروریسم بوده است اما آنچه واضح و مبرهن است سیاست خارجی رژیم ایران است که ما را از ادامه ی تروریسم این رژیم دیکتاتور تا زمان سرنگونی اش مطمئن میسازد.

اگر بخواهیم تمامی جنبه ها و موارد تروریسم دولتی رژیم ایران را به نگارش در بیاوریم مطمئنا نوشتار ما به چندین کتاب قطور مبدل خواهد شد،فلذا بنده در اینجا میخواهم که به دو ترور رژیم ایران علیه ملت کرد اشاره کنم.

ترور وین

در مورخه22 تیرماه سال 1368 بود که یکی از معروفترین تروریسم های بین المللی رژیم ایران در وین اتریش رقم خورد،در این روز بود که دکتر عبدالرحمان قاسملو همراه با چند تن از یارانش در حالی که پای میز مذاکره با نمایندگان رژیم اسلامی ایران نشسته بود از سوی این تروریستهای دیپلمات نما به شهادت رسیدند.

دیپلمات تروریستهای رژیم که در ادامه ی پروژه های تروریستی خود در خارج از ایران،این بار دبیر کل وقت حزب دموکرات کردستان ایران را پای میز مذاکره کشانده و به این ترتیب رهبر بزرگترین نیروی آزادی خواه اپوزوسیون رژیم اسلامی ایران را ترور کردند.

هم اکنون بعد از گذشت 27 سال از ترور وین،این پرونده همچنان بدون رسیدگی مانده است و برخی از کنش گران سیاسی بر این باورند که پرونده ی این ترور قربانی معاملات رژیم ایران که با دولت اتریش بوده است.

ترور میکونوس

سه سال و سه ماه پس از ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو،بار دیگر حزب دموکرات مورد هدف تروریسم رژیم ایران واقع شد.

26 شهریور ماه سال 1371 بود که دکتر صادق شرفکندی دبیر کل وقت حزب دموکرات در حالی که کنگره ی جهانی احزاب سوسیالیست و سوسیال دموکرات در برلین در حال برگزاری بود،دکتر شرفکندی در رستورانی به نام میکونوس با نمایندگان جمهوری اسلامی به مذاکره نشست.

در این اقدام تروریستی
دکتر شرفکندی و سه تن دیگر از همراهانش به شهادت رسیدند اما پرونده ی ترور میکونوس همچون پرونده ی ترور وین قربانی ساخت و سودای رژیم ایران و آلمان نشده و دستگاه قضایی حکومت آلمان به شیوه ی مستقل پرونده را رسیدگی و رسما طی حکم صادره مسئولین بلند پایه رژیم ایران را به دست داشتن در این اقدام تروریستی محکوم کرد.

رسیدگی این پرونده 347 جلسه بوده و 5 سال طول کشید و بالاخره در 21 فروردین سال 1376 شمسی حکم دادگاه میکونوس صادر شد و کاظم دارابی و عباس رحیم از اتباع لبنان را به حبس ابد و هم چنین دو تبعه ی لبنانی دیگر نیز به زندان محکوم شدند.

این دادگاه بعد از دادگاه معروف نورنبرگ پر اهمیت ترین دادگاهی بود که در آلمان تشکیل شد.

در دادگاه میکونوس تصریح شده است که مسئولان وقت رژیم اسلامی ایران یعنی هاشمی رفسنجانی رییس جمهور وقت ایران،فلاحیان وزیر اطلاعات وقت، علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت،علی خامنه ای رهبر رژیم ایران از کسانی بودند که نقشه ی این اقدام تروریستی را پایه ریزی کردند.

در پایان تاکید میکنم که تا زمانی که این رژیم حاکمیت ایران را در دست داشته باشد روز به روز دیکتاتور تر میشود و با سرنگونی این رژیم است که میشود به ثبات منطقه و حتی جهان خوشبین بود.

 



   
   

نگارندە: ادریس یاسمی